ژست نوآوری

نوآوری
نویسنده: Mostafa Esmaeili ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹

چرا شرکت‎ها به جای نوآوری واقعی، تظاهر به نوآوری می‌کنند؟

اتفاقاتی که شرکت‌‏ها و سازمان‌های دولتی در حال حاضر با آنها روبرو هستند، واقعه‌ای است که در هر قرن شاید یک بار اتفاق بیافتد. این تغییرات چیزی بیش از تغییرات ایجاد شده در فقط حوزه تکنولوژی، کانال‌ها و یا رقباست، بلکه مجموعه‌ای از آنهاست. این نیروها در حال شکل دهی مجدد کسب و کارها هستند.

امروزه از آنجایی که سازمان‎های بزرگ با تغییرات مداوم روبرو هستند، تشخیص داده‌اند که استراتژی موجود و ساختارهای سازمانی آنها به اندازه کافی قادر به دستیابی به استعدادها و فناوری‌های نوآوارنه‎ای که مورد نیاز برای رفع چالش‌ها هستند، نیستند. آن‌ها می‌دانند که به تغییر نیاز دارند، اما غالبا این تلاش‌ها به رویارویی با مشکلات، بدون درک علت و منشا اصلی آنها، منجر می‌گردد.

نوآوری

 

شرکت‌ها براساس روندها و فرآیندها عمل می‌کنند

روزگاری هر سازمان بزرگ یک شرکت نوپا بوده و رسیک‌های بزرگی را پذیرفته است، ایده‌های جدید، روش‌هایی تازه، مشتریان، اهداف و رسالت جدید؛ اگر یک شرکت تجاری بوده‌اند، فرآیند تطبیق محصول و بازار را انجام پشت سر گذاشته و اگر سازمان دولتی بوده، بر روی تطبیق راه حل/ مسئله تمرکز کرده است.

بعد از گذشت زمان با بزرگ شدن این سازمان‌ها، آنها فرآیندها را ساختند. منظور از فرآیندها، تمام ابزاری است که به شرکت‌های این اجازه را می‌دهند که اقدامات تکرارپذیر را توسعه دهند. فرآیندهای منابع انسانی، فرآیندهای حقوقی، فرآیندهای مالی، پیمانکاری، توسعه محصول و …. همه این‌ها استراتژی‌ها و ابزارهای خوبی هستند که دانشگاه‌های کسب و کار ایجاده کردند و شرکت‌های مشاوره نیز به اجرای آن کمک می‌نمایند.

فرآیندها برای زندگی در دنیایی که هم مشکل و هم راه حل شناخته شده است، بسیار عالی هستند. این فرآیندها به شما این اطمینان را می‌دهد که می‌توانید راه حل‌ها را توسعه دهید، بدون اینکه به بخش‌های دیگر سازمان فشاری وارد بشود. این فرآیندها خطر را برای کل سازمان کاهش می‌دهند، اما هر یک از این فرآیندها، انعطاف پذیری و ناب بودن و از همه مهمتر پاسخگو بودن به فرصت‌ها و تهدیدهای جدید را در سازمان کاهش می‌دهند.

 

بیشتر بخوانید:

سوالاتی که هر شرکتی پیش از شروع همکاری با استارتاپ‌ ها باید از خود بپرسد

 

فرآیند در مقابل محصول

هر چه شرکت‌ها و سازمان‌ها بزرگتر می‌شوند، آنها به فرآیندها بیش‌تر از محصول اهمیت می‌دهند. منظور از تولید محصول، ایجاد سخت افزارهای جدید، خدمات، نرم افزارها، ابزارهای عملیاتی، تجاری و … است. اگر شرکت به اندازه کافی بزرگ باشد به دولت و قانون‌گذار به عنوان اولین ابزار دفاعی در برابر رقابت‌های نوآورانه نگاه می‌کنند. آن‌ها از قوانین و مقررات دولتی استفاده می‌کنند که افراد و تازه واردها را با مدل‌های تجاری خلاقانه‌تر از رقابت خارج کنند. نتیجه این رفتار انحصارگرایانه این است که نوآوری در این بخش از بین می‌روند، تا زمانی که فناوری‌های نوظهور و رفتار مصرف‌کننده آنها را پشت سر می‏‌گذارند. در آن زمان شرکت توانایی رقابت به عنوان تک قطبی را از دست داده است.

نوآوری

 

سازمان‌ها و ژست نوآوری

یک فضای رقابتی بایستی شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی را به شکل‌های جدیدی از سازمان سوق دهند که بتواند به سرعت در مقابل تهدیدات جدید پاسخ دهند. در عوض، بیشتر سازمان‌ها به دنبال ایجاد فرآیندهای بیشتر هستند. که معمولا آن را از سه طریق انجام می دهند:

  1. اغلب اولین برنامه از سوی رهبران سازمان، استخدام مشاوران مدیریت است. مشاوران، شرکت‌ها را مجددا سازماندهی کرده و اغلب آنها را از سازمان‌های عملکری به سازمان‌های ماتریسی تبدیل می‌کنند. نتیجه ایجاد یک “ژست سازمانی” است. این سازماندهی مجدد، افراد را برای یک سال مشغول نگه می‌دارد، احتمالا تمرکز جدیدی را روی اهداف یا مناطق جدید ایجاد می‌کنند، ولی در انتها این پاسخی ناکافی به نیاز نوآوری سریع در سازمان برای تولید یک محصول جدید است.
  2. در همین زمان، شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی به طور معمول فعالیت‌های نوآورانه انجام می‌دهند (برگزاری مسابقات هکاتون، کلاس‌های تفکر طراحی، کارگاه‌های نوآوری و …) که منجر به “ژست نوآوری” می‌شود. این فعالیت‌ها، فرهنگ نوآوری را شکل می‌دهند اما نمی‌توانند برنده نبرد باشند و به ندرت محصولی قابل استفاده تحویل می‌دهند.
  3. سرانجام، شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی که متوجه می‎شوند که فرآیندها و تلاش‎هایی که برای بهینه سازی آنها اعمال می‌شود، موانعی برای نوآوری هستند. تلاش برای اصلاح این فرآیند بسیار عالی است. اما بدون داشتن یک استراتژی کلی نوآوری، مانند ساخت ماسه سنگ در ساحل است.
نوآوری

 

برای بیشتر سازمان‌های بزرگ، این سازماندهی مجدد فعالیت‌ها و اصلاحات، نه باعث افزایش درآمد، سود و یا افزایش سهم بازار می‌شود و نه موجب موفقیت در برابر رقبا و فقط می‌توان از این فعالیت‌ها به عنوان یک بن بست نوآوری یاد نمود. این سازمان‌ها فاقد باورهای مشترک، اصول معتبر، تکنیک‌ها، فرآیندها و تعیین بودجه و غیره هستند تا توضیح دهند که چگونه و کجا، از نوآوری استفاده می‌شود و چگونه به تولید محصولی جدید منجر می‌شود.

منبع
اشتراک گذاری:
Related news

نظرات کاربران

نظراتتان را با دیگران به اشتراک بگذارید.

Copyright © 2019 DMOND Inc. All rights reserved

خدمات مشاوره و آموزش شتابدهنده دیموند
This is default text for notification bar